تبليغاتX
کشکول توسعه
کشکول توسعه
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ جمعه بیست و دوم مهر 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

این اصلی ترین شعار تداوم حیات است. بياييد به فكر زندگي باشيم! مرگ، خود بموقع فرا خواهد رسيد. ( live and let live).

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط محمدرضا قاهري بدر
 

به یاد داشته باشیم که:

- فقط یک بار زندگی می کنیم!

- عمر چون برف است و آفتاب تموز!

- تخریب با ماست. و سازندگی با طبیعت!

- هر قدر بیشتر بدانیم، فهم و درکمان نسبت به نادانستنیهای خود بیشتر می شود!

- ما فقط مکلف به اطاعت هستیم. اطاعت از قوانین طبیعت در راستای ادراک قانونمندی کلی آن!

- فقط خوشی است که باعث انبساط ذهن می شود. بشر حق ندارد مغمون باشد. آری دنیا وسیع است!

- هر موجودی که به ما می رسد، در ازل با ما عجین بوده است. و قدرش را باید دانست!

- نظم، دانستن قانونمندی بی نظمی هاست!

نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:yankodesign

نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:.yankodesign

نگارش در تاريخ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 توسط محمدرضا قاهري بدر

Gnosiology یا مطالعه فلسفی دانش چیست؟

به نوشته دانش نامه آزاد Wikipedia، در یونان قدیم gnosis به معنی دانش و logy از logos یعنی شناخت می آید. که خود تبیین یک متدولوژی یا روش تحقیق و منطق است. در این متدولوژی که می شود آنرا بالاترین دست یافته فلسفی و عینی تا این زمان نامید، با تکیه بر تئوری سیستم ها و به روش تجزیه و تحلیل سیستمیک فرایند حصول به دانش مهندسی می شود. این روش دقت بررسی های دانش محور را بسیار بالا برده است، که بعضاً دقت آن به بیش از یک میلیاردم یک میبیاردم ثانیه( آتو ثانیه) می رسد.در راستای همین منطق بود که پروفسور ایرانی-آمریکایی جناب لطفعلی عسکرزاده منطق فازی را بنیان گذاری کرد.

دانشمندان آلمانی اعلام کردند با کشف کوچکترین مدت زمانی که یک الکترون برای خروج از اتم نیاز دارد، کوتاهترین فاصله زمانی در جهان را اندازه گیری کرده اند.در جدا شدن الکترونها از اتم تاخیر زمانی وجود دارد که به ادعای دانشمندان آلمانی این کوتاهترین فاصله زمانی است که تا کنون اندازه گیری شده است دانشمندان با استفاده از تکنولوژی زمان سنجی فوق کوتاه خود پالسهایی از پرتوهای لیزری نزدیک به مادون قرمز را به اتم گاز خنثی نئون تاباندند.
اتمها به صورت همزمان تحت تاثیر پرتوهای ماورا بنفش شدیدی به مدت 180 اتوثانیه (10 به توان منفی 18 از یک ثانیه) قرار گرفتند و الکترونها را از مدارهای اتمی خود آزاد کردند سپس زمان خروج الکترونهای برانگیخته از اتم ثبت شد. دانشمندان دریافتند الکترونها در مدارهای اتمی متفاوت که به صورت همزمان برانگیخته شده اند نیز اتم را در زمانی کوتاه اما قابل محاسبه و برابر 20 اتوثانیه ترک می کنند.

"رینهارد کینبرگر" یکی از محققان این پروژه توضیح می دهد یک اتوثانیه برابر یک میلیاردم از یک میلیاردم یک ثانیه است، دوره زمانی که تصور آن کاملا غیر ممکن است اما پس از برانگیختگی الکترونها توسط نور در این آزمایش، یکی از آنها زودتر از بقیه اتم را رها کرده و دانشمندان توانستند این شتاب الکترونی را آشکارا نمایان سازند منبع: جوان آنلاین

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

پیشاپیش عید سعید نوروز باستانی طلایه دار بهار و رستن ها را تبریک عرض می کنم.

منبع: Trekearth

نگارش در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

شیوه ای نو در توسعه درون زای جوامع بشری

نقل است که از انیشتن پرسیدند چند در صد مغز خود را به کار بسته است؟ وی جواب بسیار هوشمندانه و ظریفی داد و گفت: روانشناسان می گویند انسان فقط توانایی به دست گرفتن و فعال سازی حداکثر تا ۵٪ ظرفیت مغز خود به صورت خودآگاه را داراست. و ۹۵٪ بقیه که شامل ضمیر نا خودآگاه است، خودکار بوده و با تعامل با محیط به کار خود مشغول است. از اینرو، بجای زور زدن و کار کشیدن اضافی از قسمت کوچک مغز، که لایه بسیار نازکی نسبت به بقیه مغز را به خود اختصاص می دهد، پسندیده و عقلایی است که شرایط به کارگیری و تفکر خودکار مغز فراهم گردد! آنگاه به چشمه ای جوشان و لایزال از تفکر دست یافته ایم. البته  نباید فراموش شود که ایندو قسمت تاثیر متقابل برهم دارند.این سخن قدما را که : "برای درک و فهم یک موضوع باید چنان در بطن آن رفت که ملکه ذهنی شود"، را نیز می توان در این مقوله گنجانید.

آستانه استفاده بهینه از ضمیر ناخودآگاه، انتظام ذهن است. همان چیزی که به زبان عرفا گفته شده است: "آینه دل را از غبار بروب، تا آنچه نادیدنی است آن بینی!"

شرایط انتظام ذهن، سادگی، عدم آلایش، اجتناب از دروغ و صداقت است. اینها که آماده شد، چشم شفاف شده، فوه تشخیص شنوایی افزون گشته و نیروی شم انسان آزاد می شود. که نتیجه آن بیداری ذهن یا دینامیزم تشخیص است. و شخص با قرار گرفتن در میدان تشخیص و در اثر تمرین و ممارست، انرژی به دست می آورد که ماورای انرژی های قبلیش است. اینجاست که ادراک و فهم، جای ازبر کردن و یادگیری طوطی واری را می گیرد. این انرژی را در قضاوت به شم قاضی، در کارشناسی به شم کارشناس، و عرفا آنرا رشحات انس خوانده اند. دانشمندان نیز به آن اشرافیت علمی گفته اند.

از آنجائیکه ضمیر ناخودآگاه در کالبد اجتماع به شکل خرد جمعی نمود پیدا می کند، از اینرو و به همین طریق، انتظام صحیح جوامع نیز با مهیا سازی شرایط اعتلای خرد جمعی، میسر خواهد شد. ( گفته می شود تکنولوژی برنامه ریزی فضایی بدین منظور تدوین شده است.)

شخصیت انسان ها، با توجه به گرایشاتشان و نحوه به کارگیری بخش ناخودآگاه مغز، به دو کاراکتر(منش) متفاوت تقسیم می شود. برنامه ریزان کلان جوامع پیشرفته با شناخت این پدیده، وظیفه خطیر تدوین دکترین های توسعه ملی دانش محور و راهبری اصولی آن ها را به عهده دارند. امری که در جوامع عقب مانده مغفول بوده و بر زمین مانده است!

 لازم به یادآوری است که، دانشمندان به تازگی موضوع جالب دیگری را کشف کرده اند. و آن کارکرد معجزه آسای بخش سفید مغز است. توضیح اینکه، تا همین اواخر فکر می شد که تفکر تنها شامل دینامیزم رویه خاکستری مغز است. و اشرافیت دانشمندان به بخش سفید مغز بسیار سطحی بود. اما اتفاق جالبی این موضوع را نقص کرد. اتفاق از این قرار بود که یک بیمار که در اثر سانحه ای عصب چشم هایش قطع شده بود، در آزمایشات نشان داد که به طور معجزه آسایی اشکال و حتی بعضا رنگ ها را نیز تشخیص می دهد. این امر باعث گردید تا دانشمندان به موضوع تداعی معانی نشانه ها که مربوط به بخش سفید مغز می باشد، اهمیت ویژه ای قائل شوند.

در جهان امروز، بشر به قدرت این مکانیزم واقف بوده و از این نیرو در شئونات مختلف بهره برداری می کند. در این بین، هر چند که در جهان سیاسی به منظور بهره کشی از انسانها و جوامع مختلف از آن استفاده های ضد بشری نیز می شود، اما استفاده های بیشماری در روانکاوی و روانپزشکی و یادگیری سریع(مثل یادگیری در خواب) و سایر تکنولوژی های آموزشی و تربیت جوامع انسانی، حتی آموزش حیوانات و اصلاح نباتات دارد.

نمونه استفاده نا مطلوب آن، روش های مدولاسیون ذهنی به منظور القای ایدئولوژی است. بدین طریق که در پوشش موسیقی و کلام و یا تصاویر گرافیکی و نقاشی ها و یا مجسمه ها و طراحی شهری و طراحی منازل و اماکن عمومی، به القای پیامی خاص می پردازند. منظور پیامی که سودجویانه و به نفع قشری خاص بوده و منافع عامه را در نظر نمی گیرد. گفته می شود اکثر مناسبات آوازه گری و تبلیغات(Propaganda & Advertising) ها از این نیرو با خبرند و از آن استفاده می کنند.

 علم روانشناسی درون خود(Psycho-Cybernetics)به صورت مبسوط به این مقوله می پردازد.

بدیهی است با توجه به کارایی های بسیار زیاد و مفید این پتانسیل مغزی، می توان از آن در توسعه ملی و در راه صلاح جامعه استفاده مطلوب نمود. روشی بسیار کم هزینه و کارا.

به نظر نگارنده، این شعر مولانا در توضیح این نیروی مکنون بشری است:

عقل دوعقل است اول مکسبي

                          که درآموزي چودر مکتب صبي

عقل دیگر بخشش یزدان بود

                          جوشش آن   در میان جان بود

راه کن در اندرون ها خویشتن

                          دور کن     ادراک دور اندیشتن

عقل جزوی عقل استخراج نیست

                          جز پذیرای فن و محتاج نیست

عقل اول مرد را بی نام کرد

                          کام دنیا        مرد را ناکام کرد

نگارش در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:trekearth

نگارش در تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

در سالهاي اخير، در كشورمان واژه جديدي مطرح شده است كه مثل ديگر واژه هاي جديد، از جمله استانداردهاي سري 9000 ISO و EFQM و...فقط براي پز دادن از آن استفاده مي شود. منظورم همان واژه " مهندسي ارزش" است. اين واژه در بدو ورود چنان مورد توجه قرار گرفت كه حتي به سرعت تبديل به ماده قانوني و مصوب مجلس گرديد.( بند ج ماده 61 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي...)

 اما كو عمل؟!

به طور خلاصه، اگر بخواهيم اصطلاح مهندسي ارزش را در چند كلمه تعريف بكنيم، مي توان گفت: مهندسي ارزش به مهندسي مجدد و مجموعه فرايند هايي اطلاق مي شود كه براي تغيير و ارتقاي پروژه اي كه از طراحي تا اجراي آن زمان گذشته باشد، بكار گرفته مي شود . اهميت موضوع، زماني بيشتر نمايان مي شود كه تغيير و تكامل سريع و سرسام آور تكنولوژي ها را در نظر بگيريم! يكي از پايه گزاران اين دانش در بيان كوتاه موضوع چنين مي گويد: اگر پروژه اي توسط مهندسي طراحي شده باشد، و از طراحي تا شروع اجرا يكسال طول بكشد، و در صورتيكه آن پروژه به گيوتين مهندسي ارزش سپرده نشود، آن پروژه دارای قابلیت های مهندسي نبوده و اجرایی نیست!

اما اگر تكنولوژي هايي مثل مهندسي ارزش را " قوانين تكنولوژي" بدانيم، قانونمندي آن چه خواهد بود؟ همان چيزي كه به عنوان قالب و محمل يا به زبان مهندسین مكانيك بمانند "گيج و فيكسچر" در خط توليد اجتماعي عمل مي كند. به نظر نگارنده درست در اثر فقدان آن است كه اجراي قوانين تكنولوژي ابتر مانده و عملي  نمي شود. و درست همين نكته عملكردي است كه مرا واداشته است جهان را به دو جامعه " تكنولوژيك" و "غير تكنولوژيك" تقسيم بكنم. عليرغم تفاوت هاي ظاهري ايدئولوژيك و سيستم هاي حاكم بر آنها و گذشته تاريخي شان!

براي دست يافتن به همان "محمل" يا قانونمندي ذكر شده در بالا، به نظر مي رسد يك فرايند مهندسي علاوه بر مهندسي هاي متعارف نياز است. همان چيزي كه بنده آن را " مهندسي تشخيص" مي نامم.

برا ي توضيح اين واژه جديد و چرايي انتخاب آن، ضرورت دارد ابتدا معاني" مهندسي" و "تشخيص" به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گرفته وسپس به ضرورت نياز به اين دانش و تكنولوژي، به ويژه درجهان رو به توسعه، بپردازيم.

مهندسي، از هندسه مي آيد. يعني فرايندي هدفمند كه امكان تجزيه و تحليل آن به شكل كمي و به صورت دقيق و قابل تكرار و در ابعاد مشخص وجود داشته باشد.

تشخيص، در اینجا يعني فرايندي عقلاني كه حاصل شناخت درد و کمی و کاستی ها و انتخاب راه یا راههای درمان متناسب.

در هر دو فرايند فوق، موضوع بهگزيني يا انتخاب مناسبترين ها و مطلوبترين ها مطرح است نه بهترين ها و يا بزرگترين ها. به سخني ديگر، "قالب تن و خورند آن" نه كوچك ونه بزرگ و با قابليت انعطاف پذيري و تطابق با روند تغييرات كالبدي.

مهندسي تشخيص در يك جامعه امروزي، باتوجه به حركات تند تحول و تكامل اجتماعي جامعه جهانی، نيازمند دريافت امواج جهاني و انطباق آن با مکانیزم های تفکری و اجتماعی حاصل از شرایط تاریخی- جغرافیایی جامعه خودی، جهت دستیابی به مدل والگوهای توسعه ای است. از اینرو، وظيفه مهندسي تشخيص، ارائه مدل ها و الگوهاي مناسب و شبكه بندي هاي آن است. استقرار نظام شبكه اي مهندسي تشخيص، در يك جامعه تنها با استقرار نظام شفاف ارزشي و ارتباطات و تحكم يك پالايش مردم سالارانه فعال امكان پذير است. بدین طریق خواهد بود که این تکنولوژی صیقل خورده و چون دُرخواهد درخشید.

مهندسي تشخيص، نهادهاي آموزشي خود را بايد همسان و منطبق بر نهادهاي ارزشيابي اجتماعي و اقتصادي در تمامي شئونات اجتماعي گسترانیده و به شكلي دائمي بر عملكرد نظام نظارت داشته باشد.

اين تكنولوژي هم در كلان و هم در خرد قابل عملكرد است. مي توان گفت: استقرار نظام EFQM در غرب، نمونه بارزي از مهندسي تشخيص مي باشد!

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر


دارپا "DARPA" مخفف "Defense Advanced Research Projects Agency"، یعنی موسسه پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ایالات متحده آمریکاست.

اگر از ما بپرسید که به چه دلیل موضوع دارپا را مطرح نموده ایم، تنها یک جواب داریم: "موثر بودن وابداعات این موسسه در تدوین تکنولوژی های پیشرفته و عالم گیر از جمله تار جهان گستراینترنت و GPS، و فلسفه مدیریتی خاص آن، که برعکس مدیریت متعارف، فرا نیازها را هدف قرار داده است".

دارپا، به دنبال محقق کردن بلندپروازی ها و آرزوهای مکنون بشر در طول هزاران سال حیات وی است. آیا او به این آرزو دست خواهد یافت؟ آیا نتیجه این تحقیقات روزی به این جمله معتبر و محتشم ختم نخواهد شد؟ که: "ای بشر از دایره خود پا فراتر نهاده ای؛ اگر می خواهی به حیاتت ادامه دهی، باید مثل اسلافت هر چه یافته ای نابود کرده و به دامن طبیعت پناهنده شوی!"

اما، ما در اینجا قصد انتقاد از فعالیت های این موسسه تحقیقاتی را نداریم. بلکه، روشها و تکنولوژی های بسیار متعالی که این موسسه، به دلیل مسلح بودنش به فلسفه آرمانخواهی فرانیازی و قابلیت مانور بسیار بالایش، از آن بهره مند است ما را واداشت تا منطق بسیار بالنده آنرا به عنوان یک ضروت در راستای آموزش دانش و تکنولوژی مورد توجه قرار دهیم. منطقی که فراتر از نظامی گری صرف و چالشی بسیار اساسی، یعنی تغییر درفرایند تعامل انسان و طبیعت را هدف قرار داده است.  

حشرات، جاسوس سایبری می‌شوند!


يكي از پروژ‌ه هاي در دست اقدام دارپا، استفاده از حشرات براي جاسوسي است. در اين پروژه، با استفاده از تكنولوژي نانو، ريزپردازنده‌ها و دوربين‌هايي همراه با جي پي اس، روي بدن حشرات قرار می گیرد و اين حشرات مي‌توانند به صورت مستقيم عكس و فيلم را به مركز كنترل ارسال‌كنند.

انرژي بكار رفته در اين حشرات براي عكس و فيلمبرداري، از تبديل انرژي مكانيكي بال حشره به انرژي الكتريكي تأمين مي‌شود.

پروژه های سایبری دارپا
از دیگر بخش هایی که دارپا روی آن کار می کند، تحقیق و اقدامات عملیاتی در فضای سایبر و فناوری اطلاعات است.

1- پروژه شبکه‌های روایی
خبرها حاكي از آن است كه آژانس پروژه‌های پیشرفته تحقیقاتی پنتاگون به دنبال رسیدن به نهایت علم تبلیغات، فريب، شستشوي مغزي، نفوذ و تاثيرگذاري است.

سايت وایرد (wired) دراين خصوص مي نويسد: دارپا از دانشمندان خود می‌خواهد "با مورد بررسی قرار دادن داستان‌های خبری، آنها را ازنظر کمی به صورت دقیق و قابل تکرار، تحلیل‌پذیر کنند". پنتاگون مدعي است، هدف از این کار، شناسایی تروریست‌هایی است که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته‌اند تا پنتاگون بتواند با پیام خود و به صورت نرم با این گونه افراد برخورد کند.

این برنامه، "شبکه‌های روایی" (Narrative Networks) نام دارد. یکی از محققان علم اعصاب فعال در این پروژه مي گويد که پنتاگون امیدوار است بتواند با درک نحوه شکل‌دهی ماجراها به ذهن مخاطبین، کسانی را که طعمه ایده‌های خطرناک (ضدآمريكايي) شده‌اند، شناسایی کند. ارتش آمریکا مدعي است با این دانش می‌تواند گروه‌هایی را که در معرض جذب شدن به سمت تاکتیک‌های تروریست‌ها قرار دارند، با پیام مقابله‌ای خود هدف قرار دهد.

2- پروژه رسانه های اجتماعی
وب‌سایت "وایرد مگزین" اعلام کرد که بازوی وزارت دفاع آمریکا دارپا در بخش فناوری، از برنامه "رسانه‌های اجتماعی در ارتباطات استراتژیک" پرده برداشت. این برنامه تلاشی است برای عملکرد بهتر آمریکا در شناسایی و هدایت کمپین‌های پروپاگاندا در رسانه‌های اجتماعی.

این برنامه باید به ارتش آمریکا در درک بهتر آنچه در رسانه‌های اجتماعی اتفاق می‌افتد یاری رساند، به ویژه در مناطقی که نیروهای آمریکایی مستقر هستند. همچنین، دارپا می‌خواهد با استفاده از این برنامه به ارتش آمریکا کمک کند تا بتواند خود دست به بازی پروپاگاندا در رسانه‌های اجتماعی بزند. در واقع در این پروژه، دارپا از رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک ابزار جنگی اطلاعاتی استفاده خواهد کرد.

منبع:تاپ فروم

نگارش در تاريخ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

ضمن تشکر از دوست ارجمندم جناب آقای حسین احمدی که این عکس متحرک را برایم فرستاد.

نگارش در تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

 

وزیر تغییرات آب و هوایی انگلیس، آقای گریگ بیکر چند روز پیش اعلام کرد که ایالت جنوب غربی انگلستان به زودی میزبان اولین پارک انرژی این کشور خواهد بود و هنگامی که این پارک کامل شود، گستره عظیمی از بریستول تا جزایر سیلی را در بر خواهد گرفت. این مزرعه انرژی قابلیت آن را دارد که تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۲۷ گیگاوات برق از انرژی امواج و جریانات دریایی تولید کند، یعنی مقداری بیش از تولیدات ۸ نیروگاه با سوخت ذغال سنگ.

این پروژه قرار است با منابع عمومی و سرمایه گذاری خصوصی راه اندازی شود و بخش بسیار بزرگی از تجهیزات تحقیق و توسعه جهانی درباره انرژی امواج در خط ساحلی این ایالت قرار خواهند گرفت. آقای وزیر در کنفرانس خبری در خصوص این پروژه گفت: «انرژی دریایی یک پتانسیل عظیم در انگلستان است که نه تنها باعث تولید الکتریسیته پاک تر و سبزتر با هزینه های کمتر خواهد شد، بلکه هزاران شغل در این صنعت ۱۵ میلیارد یورویی تا سال ۲۰۵۰ ایجاد شده و به کمک اقتصاد انگلیس خواهند آمد. این پارک قرار است که از تکنولوژی ابداعی ویژه ای برای مهار انرژی امواج و جریانات اقیانوسی بهره برده و آن را در خدمت تولید الکتریسیته انگلستان در آورد،»

UK-SW-Marine-Park-2.jpeg

انگلیس همچنین قصد دارد این منطقه را به بزرگترین مرکز تحقیقات تکنولوژی دریایی تبدیل کند. تا با استفاده از نتایج فعالیت های دانشگاهی و تحقیقاتی در این زمینه و ابداعات جدید در تکنولوژی مهار امواج دریا، حداکثر کارایی و تولید را در مزرعه انرژی دریایی خود داشته باشد. البته در سوی دیگر ماجرا گروه های حامی محیط زیست هستند که عقیده دارند این پارک انرژی می تواند خطر بالقوه مهیبی برای زندگی دریایی منطقه باشد. زیرا توربین های دریایی و بخش های متحرک آنها می توانند آسیب های خطرناکی را به موجودات زنده دریا وارد کنند. دولت انگلیس هم تا کنون در خصوص طرح خود برای کاهش این خطرات و آسیب ها صحبتی نکرده است.

به هرحال هیچگاه دخالت انسان در طبیعت بدون تخریب و آسیب به بخشی از آن نبوده است، حتی اگر قصدش تولید پاک ترین و کم آسیب ترین انرژی ها باشد. به نظر شما انرژی امواج دریا تا چه میزان می تواند کارایی داشته باشد و پاک ترین نوع انرژی برای بشر امروز و فردا کدام است؟

منبع: نارنجی

نگارش در تاريخ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

نقاشی های نقاش اکرایینی Oleg Shuplyak

تا به حال شده از خودتان بپرسید "آیا آنچه می بینید، حقیقت دارد؟ یا تجسم ذهنیت شماست؟".اکثر انسان ها به واقعیت پدیده ها کاری ندارند. و دوست دارند آنچه می انگارند، آن را ببینند. این زمانی به اوج  قدرت خود می رسد که مسئله شیفتگی پیش آید. این پدیده در طول تاریخ بشر هم به شکل فردی و هم به شکل اجتماعی پدیدار می شود. وای به روزی که ذهنیت ها بشکند، آن موقع است که شخص یا جامعه، حنی به پدیده های عینی نیز  شک کرده و باور نخواهد کرد. می شود گفت کار این نقاش اکرایینی کوششی است در راستای به تصویر کشیدن مضمون فلسفی این موضوع!.. 

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:TREKEARTH

سوی آن دل جان من پر می‌زند
                  
                          کو لطیف و شاد و موزون می‌رود
 
                                                                      مولانا
نگارش در تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1390 توسط محمدرضا قاهري بدر

جاده ای زیبا. با افقی مه گرفته!

منبع: خبرگزاری مهر

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت